پرش به محتوا
کابلستان
فرهنگستان مجازی، ادبیات و هنر افغانستان
  • ورود
  • ثبت‌نام
  • صفحۀ نخست
  • اخبار فرهنگی
  • مصاحبه
  • يادداشت
  • ادبیات
    • کتاب‌ها
    • اشعار
    • ناشران
    • نویسندگان
    • شاعران
  • هنرهای نمایشی
    • فیلم‌ها
    • نمایشنامه و فیلمنامه
    • بازیگران
    • کارگردانان
  • موسیقی
    • خوانندگان
  • صفحۀ نخست
  • اخبار فرهنگی
  • مصاحبه
  • يادداشت
  • ادبیات
    • کتاب‌ها
    • اشعار
    • ناشران
    • نویسندگان
    • شاعران
  • هنرهای نمایشی
    • فیلم‌ها
    • نمایشنامه و فیلمنامه
    • بازیگران
    • کارگردانان
  • موسیقی
    • خوانندگان
جستجو

اشعار

قالب اشعار
  • مثنوی
  • غزل مثنوی
  • غزل
  • قصیده
  • دو بیتی
  • رباعی
  • سه گانی
  • چهار پاره
  • ترکیب بند
  • شعر نو
  • شعر سپید
ابر

با ابر، همیشه طرح باران می‌ریخت

صبحانه که آب بین گلدان می‌ریخت

سید سکندر حسینی بامداد
سید سکندر حسینی بامداد
به دست، آینه‌هاى سکندرى دارى

به دست، آینه‌هاى سکندرى دارى

به شست، دامن‌دامن پَرِ پرى دارى

فضل الله زرکوب
فضل الله زرکوب
ساقی نشست و ساغر ما را شکست و ریخت

ساقی نشست و ساغر ما را شکست و ریخت

دل را به داغ توبه فردا شکست و ریخت

فضل الله زرکوب
فضل الله زرکوب
ای هریوا

ای هریوا ای ابر شهری که فرهنگ و هنر

گشت در دامان پر مهرت بزرگ و بارور

فضل الله زرکوب
فضل الله زرکوب
سوره انسان

از غار حرا منبع یک چشمه‌ی جوشان

دریا شد و با موج خود افتاد به جریان

سید سکندر حسینی بامداد
سید سکندر حسینی بامداد
سرباز بازمانده‌ی جغرافیای خون

دلتنگ، ناگزیر، گرفتار و بی‌هدف

میراث دار زخمم و فرزند ناخلف!

سید سکندر حسینی بامداد
سید سکندر حسینی بامداد
با چهره‌ی یک دختر قشلاقی ساده

با چهره‌ی یک دختر قشلاقی ساده

خود را برای سوختن کرده‌ است آماده

سید سکندر حسینی بامداد
سید سکندر حسینی بامداد
چشم‌هایش بار دیگر در دل من شور ریخت

چشم‌هایش بار دیگر در دل من شور ریخت

باز هم مشتی نمک بر روی این ناسور ریخت

سید سکندر حسینی بامداد
سید سکندر حسینی بامداد
علی با غم گرفتار شد

سیاهِ عزا تا پدیدار شد

جهان روز بود و شب تار شد

سیده تکتم حسینی
سیده تکتم حسینی
کوه صبر

خبر آمد که می آید، مدینه چشم در راهش

شب چادر به سر سر می رسد با نی نی ماهش

سیده تکتم حسینی
سیده تکتم حسینی
برای من سفر قندهار ماتم بود

برای من سفر قندهار ماتم بود

گلوله، مرگ، شقیقه، شکار ماتم بود

سید سکندر حسینی بامداد
سید سکندر حسینی بامداد
صدای بانگ اذان از مناره می آید

صدای بانگ اذان از مناره می آید

سحر برای نماز دوباره می آید

سید سکندر حسینی بامداد
سید سکندر حسینی بامداد
« قبلی برگه1 … برگه8 برگه9 برگه10 برگه11 برگه12 … برگه308 بعدی »
کابلستان

فرهنگستان مجازی ادبیات و هنر افغانستان، شعر افغانستان، داستان افغانستان، هنرهای نمایشی افغانستان، موسیقی افغانستان، هنرهای تجسمی افغانستان

  • kabulestanpub@
  • info@kabulestan.com
  • 1655 379 992 98+
  • مدیر مسئول و صاحب امتیاز : سید مهدی هاشمی
  • سردبیر و مدیر علمی : مرتضی شاهترابی
  • مشاور ادبی : حمزه محمودی
  • مدیر فنی و اجرایی : فائزه بهشتی

کلیه‌ی حقوق محفوظ است.

طراحی و پشتیبانی گروه نرم افزاری رسانه