آخرین اشعار

جای این‌که قلبِ من را سخت آسان بشکند‌

جای این‌که قلبِ من را سخت آسان بشکند‌
کاش می‌شد بغضِ من در زیر باران بشکند

آن که او یک عمر را بنشسته بود بر سفره‌ ام
فکر هم حتی نمی‌کردم نمک‌دان‌ بشکند

کاش وقتی عهد می‌بستیم، می‌ فهمیدمش‌
می‌رسد یک روز که آن دوست پیمان بشکند

دست بر قرآن نهاد و گفت دائم با تو ام
من نمی‌کردم گمان سوگندِ‌ قرآن‌ بشکند

عشق ویران کرد من‌ را آن‌چنان در لحظه‌ ای
که پلی را رعد و برق و باد و طوفان بشکند

عرش می‌لرزد، ولیکن او نمی‌ دانست از این:
وقتی قلب یک مسلمان را، مسلمان بشکند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه