صبح با تو در گمانم سبز شد
در تمام جسم و جانم سبز شد
نمیخواهم به دنیایم هوس را
تقلا های منحط را، عبث را
در سوگ و سوز هر غزلم میکشی نفس
در کارهای مبتذلم میکشی نفس