به حال عاشق مسكین، جفا چندان نمی گردد
به سان مردمك گویا، درون دیده جا كرده
ز دیده آب زن بازلف جاروب
که آن سر روان میآید امروز
دلا خوش باش که جان میآید امروز
تورا برتن روان میآید امروز