زبان پارسی، زبان تولید اندیشه است؛ یادداشتی از جاوید فرهاد

جاوید فرهاد، شاعر و نویسنده افغانستانی، در یادداشتی هشدار می‌دهد که زبان پارسی به‌تدریج به سطح نیازهای روزمره تنزل یافته و از کارکرد تمدنی و اندیشه‌ورزی خود تهی می‌شود. او بر لزوم آموزش اندیشیدن در بستر زبان، نه صرفاً سواد خواندن و نوشتن، تأکید می‌کند.
احمد جاوید فرهاد

به گزارش واحد خبری ما، جاوید فرهاد، شاعر و نویسنده افغانستانی، در یادداشتی اختصاصی به بررسی دو کاربرد بنیادین زبان پارسی پرداخته و نوشته است:

زبان پارسی در حوزه گفتار و نوشتار دو گونه کاربرد دارد:

نخست، کاربرد فرهنگی و تمدنی و دوم، کاربرد روزمره.

نویسنده با تأکید بر پیشینه تاریخی زبان پارسی آورده است: این زبان بیش از آنکه صرفاً ابزاری برای ارتباط باشد، تمدن‌آفرین و فرهنگ‌ساز بوده است؛ یعنی در بستر آن اندیشه تولید شده و همین اندیشه‌های تولید شده به تمدن (شهرنشینی) انجامیده است. اگرچه فرهنگ و تمدن دو مفهوم مستقل هستند، اما پیوند و اثرگذاری دوسویه آن‌ها بر یکدیگر غیرقابل انکار است.

فرهاد می‌نویسد: «می‌خواهم به زبان ساده بگویم که زبان پارسی در روند تولید اندیشه، به فرهنگ‌سازی و از طریق فرهنگ‌سازی به تمدن‌سازی منجر شده است.»

هشدار درباره روزمره‌زدگی زبان

اما جنبه دیگر زبان پارسی، کاربرد روزمره آن است؛ چیزی که در فرایند گفتار روزانه با آن روبروییم. شوربختانه، این جنبه روزمره بر جنبه فرهنگی و تمدنی زبان که همان تولید اندیشه است، فربه‌تر شده و زبان را عوام‌زده و روزمره‌زده ساخته است.

به گفته این نویسنده، اگر به جنبه‌های تولید اندیشه یا همان اصل فرهنگی و تمدنی زبان توجه نشود، پرداختن صرف به نیازهای روزمره، زبان را به مرز «روزمره‌زدگی» نزدیک می‌سازد.

وی معنای روزمره‌زدگی را چنین توضیح می‌دهد: «زبان در سطح کوچه‌وبازار باقی می‌ماند و تولید عوام‌زدگی می‌کند؛ گویا زبان تنها ابزاری برای افهام و تفهیم صرف و وسیله ارتباط کوچه و بازار است و نه بستری برای اندیشیدن و تولید اندیشه ناب.»

فرهاد با استناد به گفت‌وگویی از محمدعلی اسلامی ندوشن (که سال‌ها پیش با انتقاد از همین وضعیت گفته بود: «ما امروزه زبان را در حد نیاز روزمره می‌آموزیم. کتاب‌های درسی فارسی هم جوابگوی انتظاری که از آنها می‌رود، نیست») تأکید می‌کند که امروزه زبان پارسی در سطح برآورده‌سازی نیازهای روزمره باقی مانده و گرایش به روزمره‌گی در آن موج می‌زند.

راهکار: آموزش اندیشیدن، نه طوطی‌وارگی

نویسنده پیشنهاد می‌دهد: در کنار آنکه زبان را در حد رفع نیازهای روزمره به کار می‌بریم، به جنبه‌های فرهنگی و تمدنی آن که به‌وسیله اندیشیدن و اندیشه‌ورزی تقویت می‌شود، بیشتر توجه داشته باشیم.

به گفته فرهاد، توجه به این مسئله باید از نصاب آموزشی در معارف، مکتب‌ها و دانشگاه‌ها آغاز شود؛ چیزی که اکنون اصلًا به آن توجه نمی‌شود. او می‌گوید: «ما تنها به جنبه آموزش ابتدایی زبان (از الفبا تا جمله‌سازی و جمله‌خوانی) بسنده می‌کنیم؛ ولی توانایی اندیشیدن را در بستر زبان پارسی به دانش‌آموزان نمی‌آموزیم و از همین‌رو جنبه‌های حافظه ضبطی دانش‌آموزان را طوطی‌گونه رشد می‌دهیم و جنبه‌های حافظه درکی آنان را که منجر به تولید اندیشه در زبان می‌شود، کنار می‌گذاریم.»

مثالی از تفاوت رونویسی و اندیشیدن

فرهاد برای روشن شدن مطلب مثالی می‌آورد: در بسیاری از موارد، اگر به دانش‌آموز یا دانشجوی ممتازی املایی بدهید تا بنویسد، بر بنیاد روش‌های نگارشی که فراگرفته، آن را درست خواهد نوشت؛ ولی اگر بگویید درباره موضوعی بنویسد، درمی‌ماند که از کجا آغاز کند. یعنی توانایی اندیشیدن در بستر زبانی برای وی دشوار می‌شود.

وی نتیجه می‌گیرد: «دشواری کار در گونه آموزش نسبت به زبان است؛ یعنی ما به شاگرد یاد نداده‌ایم که چگونه در بستر زبانی خود بیندیشد و سپس این اندیشه را در چهارچوب زبان نوشتار یا گفتار شکل بدهد.»

راهکار نهایی

بهترین روش در آموزش زبان پارسی، به گفته جاوید فرهاد، این است که با یادآوری نمونه‌های بارز از متن‌های برگزیده زبان پارسی و نیز آثاری که به این زبان برگردان شده، به دیگران، به‌ویژه دانش‌آموزان و دانشجویان، جنبه‌های اندیشیدن و تولید اندیشه را یاد بدهیم و از ضبط طوطی‌وار آن در حوزه فراگیری پرهیز کنیم.

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
0
این مطلب را مزین به نظرات ارزشمند خود بفرماییدx