یعنی دوباره می شود شانه به شانه
در شهر دستم را بگیری عاشقانه…
در کوچه ها دیوانگی مان گل کند باز
با بوسه ای که می زند پنهان جوانه
اما برایت تازگی، فرقی ندارد
لختی موهایم که می ریزد به شانه
هستی کنارم… هستی اما بی تفاوت
این روزها دیگر نمی گیری بهانه
هر بار خوابم می برد در انتظارت
وقتی که شبها دیر می آیی به خانه
آهنگشان انگار آهنگ جدایی ست
این روزها… این روزهای بی ترانه
من مرغ عشقم حق بده از غم بمیرم
وقتی نباشد جفت من در آشیانه…