کجاست کام تو تا همزبان من باشد
دهان کوچک تو در دهان من باشد
مریضم آه که دارد ز شربت دو لبت
که نیم ثانیه بین لبان من باشد
فلات ملتهب شرقم ای همیشه گداز
لبت کجاست که آتشفشان من باشد
لطافت محض اینک تن گلین من است
تن ترا میخواهم که جان من باشد
تن ترا با گلهای زیر مژگانت
که باغ من باشد، بوستان من باشد
ترا برای تنت دوست دارم، تن تو
همیشه لب به لب دشمنان من باشد
لبالب طلب آن لبم، کجاست لبت
که نیم ثانیه بین لبان من باشد
دو قندهار انار و دو ترکمان پسته
دو بت نه غلغلهی بامیان من باشد
تو شهر غلغلهای شاه ماردوش منم
که دوست دارم خونت از آن من باشد
تو دشتهای مزاری لبت گل سرخیست
که باز گشتش عید جهان من باشد
تن تو کابل نه، هیرمند نه آموست
تن تو اصلن افغانستان من باشد
زمانه وحشت محض است ای لطافت پاک
تنت کجاست که یکدم امان من باشد