غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
من درخت یا اسبم؟ من پرنده ام یا زن؟
_گیس یال برگم_ را مِه گرفته است از من
غم روی گونه های ترم تیر می کشد
حس می کنم که بی تو سرم تیرمی کشد
در بین اشک و یک جهان تنهایی و تردید
ما گریه کردیم و جهان با اشک ما خندید
غمت را در نظربندی بپیچان پشت در بگذار
جهان را از چنین راز بزرگی بیخبر بگذار
وا کرد تا که پنجره را ماه رفته بود
شاعر زیاد با غم خود راه رفته بود
دو قدم مانده میان من و تو فاصله یار
هله یار و هله یار و هله یار و هله یار
یک چای تازه دَم کن و از شعر دَم مزن
ما را به چشم مردم بیگانه کم مزن
آتش بزن به باد بده جسم و جان من
با مرگ من شروع شود داستان من
ز نور شمع من بزم رقیبان روشن است امشب
شرار آه من بر انجمن آتش افکن است امشب
سفید و ساده و وحشی و مهربانی گل
دلت نشد که مرا عاشقت بدانی گل؟
قدت در جلوهای شوخ ستم بنیاد میلرزد
ز انداز خرامت قامت شمشاد میلرزد
خوبی؟ دگر خیال نداری رها شوی؟
بار دگر رفیقک دیوانه ها شوی