من درخت یا اسبم؟ من پرنده ام یا زن؟
_گیس یال برگم_ را مِه گرفته است از من
چیستم، بهاری گنگ در تباهی مرداب
یا شکوفه ی نارنج در بلوغ پیراهن؟
برزخی بلاتکلیف دوزخی جنون آمیز
وقت عیش خون خوردن بین گریه خندیدن
شور زندگی در من در سکون و در تشویش
سرد و ساکت و متروک… گرم و جاری و روشن
خیره سر گذر کردم از برابر قلبم
نه خیال دل بستن نه توان دل کندن
در هجوم تنهایی، فکر میکنم گاهی
من به این همه چهره، وقت استکان شستن…