پرش به محتوا
فرهنگستان مجازی، ادبیات و هنر افغانستان
ورود
ثبتنام
صفحۀ نخست
اخبار فرهنگی
مصاحبه
يادداشت
ادبیات
کتابها
اشعار
ناشران
نویسندگان
شاعران
هنرهای نمایشی
فیلمها
نمایشنامه و فیلمنامه
بازیگران
کارگردانان
موسیقی
خوانندگان
صفحۀ نخست
اخبار فرهنگی
مصاحبه
يادداشت
ادبیات
کتابها
اشعار
ناشران
نویسندگان
شاعران
هنرهای نمایشی
فیلمها
نمایشنامه و فیلمنامه
بازیگران
کارگردانان
موسیقی
خوانندگان
جستجو
جستجو
یحیی جواهری
یحیی جواهری؛ شاعر افغانستانی
هزار و یکشب کابل…
راهِ بی سرانجام است با تو پا به پا رفتن
هر کجا بزم شراب است؛ تویی پا به رکاب
شیشهها نیز اگر چند غبارآگیناند
در این هوای نفسگیر و مرگی و دودی
دستم بگیر هرچه نباشد تو یارمی
عاشقی گل میکند با یک تبسم، یک نگاه
غم یک دقیقه بود؛ غمی دیرپا نبود
در کوچه کسی نیست بیا یار همین جاست
یکسو شرنگ پول و یکسو شرنگ گیلاس
دنیا هنوز نغمهی ناساز میزند
نوشت قصهی آمو و ناتمام گذاشت
« قبلی
صفحه
1
صفحه
2
صفحه
3
صفحه
4
بعدی »