قدت در جلوهای شوخ ستم بنیاد میلرزد
ز انداز خرامت قامت شمشاد میلرزد
به استقبال فوج خوش نظامیهای مژگانت
سپاه از كشور چین تا به فیض اباد میلرزد
خدنگ ناز را در زه كشد وحشی غزال من
چو شاخ گل، كمان درقبضه صیاد میلرزد
اگر بر كشتن این بی گنه روز كمربندی
ز آه دل به دستت خنجر فولاد میلرزد
نه تنها حسن او تسخیر كرد عارف بدخشان را
ز اقلیم ختن تا خطه بغداد میلرزد
ندارد وارثِ عارف که روزی دامنت گیرد
چرا تیغ ستم بر دستت ای جلاد میلرزد