غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
غرور کاذب یک جهل با مقدمه ام
من از تبار اصیل دچار واهمه ام
غروب خسته در باران سرد از من چه میخواهد
سکوت مانده در ایوان درد از من چه میخواهد
با کدامین خسوف گریه کنیم که نمایان شود تجسم ماه
یا چگونه پری غمگین را بکشیم از دل سیاهی چاه؟
شب در کنار اسکله خوابیدم، یک قرص ماه داخل رود افتاد
دیدم که یک فرشته فرود آمد، ناگاه یک فرشته فرود افتاد
عقابها همه تسلیم یک مگس شدهاند
چنارهای بلند زمانه خس شدهاند
ار چند جایی در پس دروازهای دارم
از خواب خوشبختی فقط خمیازهای دارم
این حصار تیره را، نور سحر خواهد شکست
صبح، خفاش سیه را، بال و پر خواهد شکست
این عشق فرق می کند، این عشق دیگر است
عشق حسین از همه ی عشق ها سر است
تمام ثانیهها گیج انتظار گذشت
و لحظههای غمانگیز بیشمار گذشت
در لجن غلت زدن، ساعت آلودهٔ روز
گاه در برف و دمی در تب اندوه تموز
نمی دانم چه سری دیدهام در کنج ایوانت
نفس در سینهام حبس است و چشمم گشته حیرانت
صبح از نگاه غافل ما رفت و دور شد
یعقوب چشمهای سحرخیز کور شد