آخرین اشعار

غرور کاذب یک جهل با مقدمه ام

غرور کاذب یک جهل با مقدمه ام
من از تبار اصیل دچار واهمه ام

هزار پاره ام و از قبیله ام پیداست
خدا و مزرع تریاک هست لازمه ام

زبان خشم من الکن ترین فاصله هاست
کسی اگر ننشسته ست در مفاهمه ام

به جای موی ببین سیم از شقیقۀ من
برون برآمده بمبی ست بین جمجمه ام

ولو که هرچه زمین جایگاه خوبی نیست
شگفته روضۀ رضوان به هر مکالمه ام

که از قلمرو من یک نهال سر نزده
به باتلاق فرو رفته از اول همه ام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه