غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
قریب مانده دو ساق از دو تن گره بخورد
شبی که موی تو با یاسمن گره بخورد
بعد از تو یک مفهوم خونین یافت گهواره
خود را میان آتشِ کین یافت گهواره
فریاد آهو برّه از صحرا که میخیزد
یا زوزهی مرگ از دل حاشا که میخیزد
بهشت، حجرهی خُردی که در حریم شماست
سکوت، محو "تعالیتَ یا کریم" شماست
آسمانی ستاره در چشمت
یک جهان استعاره در چشمت
وقتش رسیده، موقع پیکار می شود
حق دیده می شود ولی انکار می شود
چراغ رابطهها را دوباره روشن کن
عنایتی به من و تیرگی این تن کن
آغوش میگشاید صحن قشنگ مکتب
پیچیده در حوالی پژواک زنگ مکتب
در سرت هوای حذف من، به خود ستم چه میکنی
آفتاب سر به سایهها نکرده خم، چه میکنی
قصه پایان یافت آخر قصه خوان برباد شد
غم بدنبال غم آمد داستان برباد شد
اتاق من همه اش رنگ خاطره است ببخش
در اين اتاق فقط عشق باكره است ببخش
مرگ در کوچه ها قدم می زد
آخرین روزهای پاییز است