نزدیک من نیا، خطر احتمالیام
بغضم، به حدِ مخزن گاز، اشتعالیام
چون شُش که خالی از خود و پُر هست از هوا
از تو پُرم همیشه و از خویش خالیام
جنسی چنان لطیف که مردم گمان برد
وابستهی وجودِ سراپاخیالیام
از شاخ میوهات نتوان سرسری گذشت
معتاد طعمِ سرخِ لبِ پرتقالیام
جایی نرفتهای که توانم بجویمت
جایی نرفتهام که توانی بپالیام
فرمان توست جاری و از من خطی برآب
تو پایدار دولت و من انتقالیام
عشق اشتباه، راه غلط، انتظار پوچ
این حرفها نمیشود انگار حالیام
بوی شراب سوخته میآید از دهان
من تاکِ درگرفتهی باغ شمالیام
چندانکه بارد اشک، تنم جذب میکند
از جنس کوزههای قدیم سفالیام
داغ هزار شرم و تهی از عرق هنوز
پیوسته سرخطِ خبر خشکسالیام
مطلع، ردیف، قافیه، مقطع، عروض تو
حقا که شاعر غزل ایدهآلیام