شعر نو افغانی و فارسیزبان را در کابلستان بخوانید. آثار نیمایی و نو با تمرکز بر مسائل اجتماعی، عشق و زندگی معاصر از شاعران افغانستان. مطالعه آنلاین شعر نو افغانستانی برای دوستداران ادبیات مدرن فارسی.
پرده ها را کشیده ام با دستهای صلحم
و گفتم که بهتر است نبینی...
دلم کهنه است و بلد نیستم
کلمات چوبی ام را پنهان کنم
برای آن غم لک دار نقطه ای بر پوست
و آن اصالت، اصالتِ محزونِ کهربا در چشم...
به صدایم گفته ام صدا باشد
نه گلوله، نه پتک، وقت در آغوش گرفتنت بوسه...
اگر مرده باشم چه؟
تو فکر می کنی مردن امری طبیعی ست؟
دلم نمی خواهد گریه کنم
و خرده شیشه های داغ شده ی صدام...
من شناخته ام که تنهایی م در قاموس هیچ پیوندی
هیجانِ بی اشک خود را به چهره پس نمی دهد
مسیر کودکی تا خانه ی شما
صد و سی و سه دانه ی تسبیح بود...
تو فکر کن چقدر می توانم ثابت باشم
روی این ریل
تنهام و ابر تهی شده از گفتن
دوره ام کنید ای سگان گُرجی در برف...
با جوانیِ اُفت کرده و اسبِ ابلقِ چشمهات
به تاییدِ یالِ نداشته گریسته ای...
از مریدی مرگ
از تنهاییِ آمده ام به تو...