تو فکر کن چقدر می توانم ثابت باشم
روی این ریل
روی این کلمات
و پا فشاری کنم روی رفتن در شعر…
برگشته ام از صورت دیگرم
باید تنها تر باشم
صدایم را بپوشانم از تلفن
کاش به من زنگ نزنی
ادامه داشته باشد نداشتنت
در ایوان
من سیاه تر شوم
و پوست دستم سیاه تر
و عزا در صدایم عادی شود
به من زنگ نزنی
در ساعت هشت صبح
که گوش هایم به خواب می روند
تو فکر کن چقدر می توانم نترسم
و اجازه دهم در من
مثل یک جنین رشد کنی