آخرین اشعار

تنهام و ابر تهی شده از گفتن

تنهام و ابر تهی شده از گفتن
دوره ام کنید ای سگان گُرجی در برف
ای زوزه های قفقازی
نورسم و مرگ زیباترم می کند…
این دستان من
با خونِ رسیده به آستین
از کتفِ چپ…
از سینه ی چپ
و سمتِ چپ اندوهِ بیشتری دارد در تن…
ای سگانِ پوست شناس…
این موهای من در تارمیخ هوا
و رد گریه های مادرم
و رد گریه های مادرم
بر جنازه ی رویاش…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه