شعر سپید افغانی و مدرن در کابلستان. آثار سپید معاصر با تمهای مهاجرت، مقاومت و هویت فرهنگی از شاعران افغانستان و مناطق فارسیزبان. کاوش در شعر سپید افغانستانی برای علاقهمندان به شعر آزاد و نوین فارسی.
ماه به كوچه می تابد
من به خوشبختی تو فكر می كنم...
مگر در شعر چه میتوان کرد با بیل و کلنگ
جز کندن زمین و هرس کردن علفهای هرز...
گوش کن!
صدای شرشر آب، برخوردش با سنگ ها...
برادرم!
اگر دیواری بودم در زندان...
همسایۀ روبهرویی در خانۀ ما یک روح دیده است
که شبها پشت به پنجره مینشیند تا صبح...
آی شب، آی شب!
من خانه ای ندارم...
من با حادثه آه و ناله ها آغاز شدم
و می دانم که شادی طنابیست...
به خیابان نگاه می کنم
و آسمان که از شیشه های ساختمان بالا می رود...
آهسته تر از بوی گل
به خویش میخوانمت
چشمهای زیبایی داشت...
که پیرمردهای محلّه آرزو میکردند، کاش دیرتر به دنیا میآمدند!
مرگ از پوست آدمی میگذرد
و سرما از پیراهنش...
چقدر دلم میخواهد اوج بگیرم
و چقدر دلم میخواهد ستارهها را بوسه بزنم