مثنویهای افغانی و روایی فارسی در کابلستان. آثار بلند مثنوی با تمهای عرفانی، اخلاقی و داستانی از میراث ادبی افغانستان و ایران. کاوش در مثنویهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر حماسی و روایی.
«سیندخت» کیبل خوردهای هر دیو و دد، کابل
«فرخنده»ای» جان داده در زیر لگد، کابل
گریه کردم گریه کردم شام ها
چون یتیمان خسته در اندوه خویش
در تکیهخانهها بوی تو میوزد
عطر بهشت از کوی تو میوزد
اشک هایش شعله آه و فغان اش
آتش اشکش نه پیدا و نهان
صاحب علم کجاست؟ علم داغدار کیست؟
خون است گریههای قلم، داغدار کیست؟
اگرچه قلبی از اندوه، پر ترک داریم
برای سنجش یاران خود الک داریم
این نسخهای جدید که از بُن رسیده است
با آیه های یأسِ تغابُن رسیده است
دنبورهام این بار هم غم مینوازد
در دستگاه شور، ماتم مینوازد
گرچه از داغ تو یکسال گذشت، پرچم ماست که برپاست هنوز
دولت فتح و ظفر نزدیک است، روح ایثار تو در ماست هنوز
پرم از روزهای سرگردان، چه شد از هر چه بود برگشتم
با خودم حرف میزنم امشب، وقتی از صبح زود برگشتم
با کوله بار غصهها رنجور میآیم
من بیپناهم خستهام از دور میآیم
غیرت عشق بر آشفت، گل از سنگ شکفت
صد افق رنگ بر این گنبد بی رنگ شکفت