آخرین اشعار

اشک و آتش

اشک هایش شعله آه و فغان
آتش اشکش نه پیدا و نهان

اشک و آتش شعلۀ درد آشنا
درد ظلمت نعره ها را تا صدا

اشک طغیان زا ز مژگانش چکید
ژاله ژاله قطره دامانش مكید

رقص رقصان با صدای نفرتی
نغمه ساز درد ها و حسرتی

حمله در جسمش خروش خشم ها
پیچد از درد و خروش خصم ها

لانه های مغز درد آهنگ زاد
نغمه ی نفرت به مرد ننگ باد

اشک هایش نالۀ سنگین شده
سنگ صبرش پارۀ ننگین شده

اشک هایش درد را هم رنگ شد
ژاله ها با بغض ها یش سنگ شد

سنگ نفرت خورد قلبش را شکست
گرز آتش خورد خشمش را شکست

گرز خشمش ناله را در هم شکست
اشک چشمش کوره را در هم شکست

دود آتش انتقام بیداد كرد
ژاله توفانزا ستم بر باد كرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه