مثنویهای افغانی و روایی فارسی در کابلستان. آثار بلند مثنوی با تمهای عرفانی، اخلاقی و داستانی از میراث ادبی افغانستان و ایران. کاوش در مثنویهای افغانستانی برای علاقهمندان به شعر حماسی و روایی.
باز هم تیغ غم از طاقت ما تیزتر است
نازنین! شب به شب این قصه غم انگیزتر است
باز عید آمد و عیدانه ندارم به شما
غیر یک شعر غریبانه ندارم به شما
با دل خونین قلم از کربلا تا یاد کرد
واژه ها را روی کاغذ از لبش فریاد کرد
باز بوی کربلا دارد زمین
مرگِ سرخِ پُر جَلا دارد زمین
نه همزبان شهر شماییم بی خیال!
ما کافران شهر شماییم بی خیال!
زنم من ماجرای تلخ و دلگیری
به هر زشت و بد و هر طعنه درگیری
برپاست دماوند بلند و بشکوه
سر سوده به آسمان، ستبر و نستوه
چه کنم با غم عشق تو و بی تابی دل
دل لرزانک من خانه ی عشق است نه گِل
شیعیان هر لحظه ای همت کنند
خائنان را غرق ذلت میکنند
در خشکی دهانِ بیابان مباهله
سوگند خورده است به باران مباهله
زبان گفتوگو گاهی تفنگ و گاه خودکار است
ولی با اهل خیبر ذوالفقار مرتضی کار است
شور از دم ذوالفقار، آموخته است
از دودهی آفتاب، اندوخته است