من آرزو دارم که با تو همسفر باشم
از شهر چشمان غم انگیزت خبر باشم
من با تو خوشحالم فراتر از تصورها
نگذار بعد از این پر از خون جگر باشم
من آرزو دارم برایم بال و پر باشی
من آرزو دارم برایت بال و پر باشم
مثل درخت خشک پاییزم، پراز اندوه
با من بمان تا در کنارت پر ثمر باشم
اصلا نمی خواهم کنارت بعد از این حتی
غمگین و تنها و پر از چشمان تر باشم
دنیا برایم دردها بخشید، اما تو
بگذار تا با تو بدون درد سر باشم