آخرین اشعار

شادمان بودم

کنار پنجره‌یی، بی تو شادمان بودم
شبیه آینه با نام و با نشان بودم

بروی باغچه چون دانه‌ای جوانه زدم
پراز شکوفه و گل‌های ارغوان بودم

ولی تو آمدی و تخم درد پاشیدی
به من، که مزرعه‌ای پر ز آب و نان بودم

تو آمدی و به لب خنده‌های من خشکید
چنان! که دختر غمگین این جهان بودم

خدا چگونه ببخشد تو را چگونه؟ بگو!
که من بدست تو بی آب و آشیان بودم

همیشه حاصل یک اشتباه بودی تو
همیشه حاصل اندوه بیکران بودم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه