آخرین اشعار

سرزمینم

سرزمینم! چقدر بیماری
به غم و رنج خود گرفتاری

آسمانت که سخت ابری است
پس چرا لحظه‌‌ای نمی‌باری

ریشه و پشتوانه‌ات محکم
حال اما شکسته و خواری

نه شب تو شب و نه روز تو روز
مثل تصویر‌ رو به دیواری

گاه مانند کوه خاموشی
گاه امواج نا به‌هنجاری

خنده بر چهره ات نمی‌بینم
سرزمینم چقدر غم داری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه