آخرین اشعار

دنیا عقابی شد همه بال و پرم را برد

دنیا عقابی شد همه بال و پرم را برد
وقتی که موهای سیاهِ مادرم را برد

دنیا طنابی شد به دور واژگانم تا
پیچید و پیچید و رها کرد و سرم را برد

من خواب بودم، زنده بودم یا نفهمیدم؟
که دست‌های زندگانی پیکرم را برد

قسمت، قضا یا سرنوشت من چه معنی داشت؟
وقتی که دستی آمد و خیر و شرم را برد

سر را به زانویش نهادم، خوب حس کردم
با دست آرامش غم و چشمِ ترم را برد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه