خیابان راه افتاد و قدم جای تو را طی کرد
زمستان سر رسید و ردّ پاهای تو را طی کرد
درخت و باد با هم زوزه سر دادند در یک شب
زمستان رفت و تاریخی که دنیای تو را طی کرد
کنار در نشستم تا ببینم روزگاران را
که باران آمد و سیمای زیبای تو را طی کرد
تو آن افسانهیی کز سینهٔ تایخ سر رفتهست
جهان آیینهٔ مضمون و معنای تو را طی کرد
دو چشم من به دنبال تو تا آن سوی دریا رفت
دو چشم خسته باقی ماند و فردای تو را طی کرد