تو آمدی که جهان مرا عوض بکنی
تمام روح و روان مرا عوض بکنی
مرا که خط خطی دستهای تاریخم
به دست خویش نشان مرا عوض بکنی
تو آمدی که شبیه بهار در تن من
که برگهای خزان مرا عوض بکنی
چهار سمت وجودم اسیر ویرانیست
اطاق و سقف و مکان مرا عوض بکنی
مرا که دختر غمگین این حوالیام
مگر زمین و زمان مرا عوض بکنی!