با این که فریاد عمیقی در گلو دارم
یک روزگار بهتری در پیش رو دارم
از بس که جا خوش کرده غم در مویرگهایم
اینک دلی از شیشه و از جنس مو دارم
دلتنگ و ناآرام در خمخانهی تاریخ
اشک زنان بیشماری در سبو دارم
در امتداد باد و باران ماندهام اکنون
نه حال رفتن مانده نی هم های و هو دارم
سیر و سفرهای زیادی در سرم جاریست
خود را میان شعرهایم جستجو دارم
امشب تمام گریههایم را رها کردم
چون روزهای بهتری در پیش رو دارم