اسم من روی دخترت بگذار تا کمی عاشقانه جان بدهی
تا که هر لحظه ای صدا بکنی رفتنت را به خود نشان بدهی
تا کمی فکر میکنم دنیا بسرم مشت درد میکوبد
که چه ساده گذشته ای از من تا خودت را به این و آن بدهی
یک زمانی به دخترت بنویس که به من پشت پا زدی ساده
که چه ساده به عشق یک دختر رنگ بر خاطراتمان بدهی
سالها بعد میرسد روزی دخترت عاجزانه میگرید
دخترت مثل من که غمگینم تو به آن دخترت توان بدهی
دردهایی که من کشیدهام و همه را حس و حال خواهی کرد
روزهایی رسد که از اندوه گریهها را به آسمان بدهی
من که در گوشهای از این دنیا با غم و درد و اشک جان دادم
و تو یک روز میرسد از درد، درخودت بشکنی و جان بدهی