آخرین اشعار

می خواستم از خواستنت دور بمانم

می خواستم از خواستنت دور بمانم
از خواسته خاص تنت دور بمانم

می خواستم از دوری تو کور بمیرم
از پارگی پیرهنت دور بمانم

از ذایقه ات از هوست از نفست از
زر دوزی دور یخنت دور بمانم

از راه به راه کلماتت بگریزم
از آب و هوای وطنت دور بمانم

می خواستم از بازی لطف و غضب، از این
یک باره به هم ریختنت دور بمانم

آرام شوم تازه شوم، از صدمات
رگبار رکیک سخنت دور بمانم

از هر چه ترا باز به یادم بکشاند
از سوختن و ساختنت دور بمانم

اما چه کنم زندگی ام با تو عجین است
چون روح تو کی از بدنت دور بمانم؟

وحشی تو، اهلی تو، تقدیر تو هستم
بیهوده چه از خواستنت دور بمانم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه