عقل میگوید گذر از مستی و مستور باش
عشق میگوید بیا بردار چون منصور باش
عقل میگوید طلب کن عز و جاه و نام و ننگ
عشق میگوید غزلخوان و بیا پرشور باش
عقل میگوید به طاعت عمر خود را صرف کن
عشق میگوید صدای بربط و تنبور باش
عقل میگوید دوا کن با طبیبان درد خود
عشق میگوید ز درد عاشقی رنجور باش
عقل میگوید که مستوره نشین با عاقلان
عشق گوید در صف دیوانگان غور باش