طفل شش ماهه ی من راهی میدان شده است
با سفیدی گلویش چه رجزخوان شده است
یا رب این نو گل خندان که سپردی به منش
سخت پژمرده و آزرده پریشان شده است
جگر آب بسوزد که لبش سوخته است
آب از آب شدن سخت پشیمان شده است
گریه نگذاشت که کامل بنویسند… که اشک
مشکل عمده ی تاریخ نویسان شده است