آخرین اشعار

سرزمین درندگانی و دعوی امتیاز هم داری

سرزمین درندگانی و دعوی امتیاز هم داری
دستت از آستین، درازتر و ژست یک بی‌نیاز هم داری

سفره‌ات از گرسنگی، لبریز؛ چشم‌هایت ز ناامیدی، پر
آسمان و زمین کنارت زد، سبحه و جانماز هم داری

پشت در پشت، پشت‌ها بودند، هفت پشت زمین به زانویت
من نگویم، به منکرش لعنت، چند تن سرفراز هم داری

که سرِ سبزشان، زبان سرخ داده بر باد و می‌دهد بر باد
مردمت را به خشم محمودی، دیگران را ایاز هم داری

پدری بر دهان فرزندش، باز فرزند بر دهان پدر…
هست تاریخ تو پر از بالِش، چه قدر فخر و ناز هم داری

فارسی نیست لقمه‌ی دهنت، هااای میمون میان پیرهنت!
جای خوبی است شاخه‌های درخت، تو که دُم دراز هم داری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه