آخرین اشعار

بر هم زده‌ست چشم تو نبض حیات را

بر هم زده‌ست چشم تو نبض حیات را
بر باد داده موی تو نظم و ثبات را…

شاید برای کشتن من کرده برقرار
بین دو ابروی تو خدا ارتباط را

بعداً برای رسم لب داغ و قرمزت
پُر کرده از زبانه‌ی آتش دوات را

اندام دل‌کش تو پر از خال… اجازه هست؟
با خط بوسه وصل کنم این نقاط را

وقتی که گریه می‌کنی انگار آسمان
گسترده روی گونه‌ی سرخت بساط را

اصلاً برای توست غزل، ورنه می‌برد
شاعر به گور مفتعلن فاعلات را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه