آخرین اشعار

دیشب دلم به تیره دل آسمان گریست

دیشب دلم به تیره دل آسمان گریست
با پرده های ابر سیه ناگهان گریست

ای وا خدای من ز چه رو آفتاب مرد
باید به بخت تیره ای این مردمان گریست

ار چند ما به گوشه ای عزلت خزیده ایم‌
باید بسان مرغ قفس، در نهان گریست

ما گرچه رسته ایم ز آشوب روزگار
باید به تیر فتنه که جست از کمان گریست

قانون شرق و غرب همان است که خوانده ایم‌
باید به حال مضطر این خستگان گریست

پیداست اینکه مرگ بود انتهای ما
باید به خون بیگنهان همچنان گریست

آتش زدند بر من و بر آشیان من
باید به آن که سوخت مرا بی امان گریست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه