آخرین اشعار

دل عشاق گرد عارضت مستانه می رقصد

دل عشاق گرد عارضت مستانه می رقصد
بلی چوشمع روشن شد دوصد پروانه می رقصد

به هر جا پرتوی نوری زانوار خدا باشد
یکی درمسجد ودیگر پی میخانه می رقصد

مگر نقاش در بتخانه زد نقش جمال تو
که از شوق تو می بینم بت و بتخانه می رقصد

مرا دیروز واعظ وعظ عشق تو می فرمود
شکست امروز پیمان ، بر سر پیمانه می رقصد

دلم چون دام زلف ودانه ی خال تو می بیند
زترس دام می لرزد زشوق دانه می رقصد

مگر باد صبا از چین زلفش نکهتی دارد
که بلبل در گلستان ، جغد درویرانه می رقصد

که باشد درپس پرده ؟ نوای دلبری دارد
زآوازش ببین « مستوره » را، دیوانه می رقصد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه