در نابهنگام جنگ
عاشق زنی هستم
که هرگاه هم آغوشم بود
در من معجزه ای اتفاق می افتاد
او را تبعید کردند
پس از رفتنش
هنوز ادامه ی جنگ است
و من در پشت اندامش پنهانم
چریک ها از کوه پایین آمدند
درخت ها لرزیدند
و زنبیل از دست محبوبم افتاد
در نابهنگام جنگ
عاشق زنی هستم
که هرگاه هم آغوشم بود
در من معجزه ای اتفاق می افتاد
او را تبعید کردند
پس از رفتنش
هنوز ادامه ی جنگ است
و من در پشت اندامش پنهانم
چریک ها از کوه پایین آمدند
درخت ها لرزیدند
و زنبیل از دست محبوبم افتاد