آخرین اشعار

در من ندید حال زنی رو به راه را

در من ندید حال زنی رو به راه را
فواره‌ای که سر بکشد عمق چاه را

عصیان و رنج، روح و تنم را فرا گرفت
تفکیک مشکل است سپید و سیاه را

هستی من حکایتِ حوّا و آدم است
چیزی نمانده تا که ببلعم گناه را

باید چگونه گفت مسیرش درست نیست
پای کسی که آبله کرده‌ست راه را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه