اینجا نمی گذارند، آنجا نمی گذارند
ما را به هیچ جای دنیا نمی گذارند
با غصه های دیرین درگیر گرچه هستیم
غم های نو رسیده ما را نمی گذارند
سم صِرف سهم ما شد، رسم جهان چنین است
در کاسهی هلاهل، حلوا نمی گذارند
دیروز را گرفتند، امروز را ربودند
راهی به سمت و سوی فردا نمی گذارند
پروانه ها نباید بر سمت گل بیایند
حتا برای آهو صحرا نمی گذارند
در چارسوی این شهر صدگونه وحشت است و…
در خانه خود آرام حتا نمی گذارند
از سرزمین وحشت گیرم فرار کردیم
ما را نهنگ های دریا نمی گذارند