تیره در آیینه میافتد چرا تصویر ما
از سیه باد زمان یا اینکه از تقدیر ما
ما همه کاهیم اندر تند باد روزگار
سخت سست آید بدست ظالمان زنجیر ما
هر کجا افتادیم و بر خاستیم اما دریغ
دستگیر ما هم اکنون شد پی تکفیر ما
کاخ های آرزو یکسر شکست و ریخت آه
خام بود از بس که خشت پخته ای تقدیر ما
تیر آه ما شگافت ار چه دل سنگ فلک
گوش یزدان کی شنفت این ناله شبگیر ما
عاقبت این سرد مهری آتشم را میکشد
ای خدا این قهر تو باشد و یا تقصیر ما