آخرین اشعار

هم آغوش

با زندگی همین که هم آغوش می شوی
از خون دل _نیامده_ غمنوش می شوی

می آیی و می آید و دل می دهید و بعد
یک روز می رویّ و فراموش می شوی

لبخند می زند به تو غم، گریه می کنی
تن می دهی به واژه، غزل پوش می شوی

از درد عشق می شنوی، بغض می کنی
از درد عشق می شنوی، گوش می شوی

با خود تمام عمر مرا دود کن، ببر
ای شمع روی کیک که خاموش می شوی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه