آخرین اشعار

تا تو را دیدم دو چشمم در تماشا گیر ماند

تا تو را دیدم دو چشمم در تماشا گیر ماند
بر زبانم نیمه‌ی “گم گشته” پیدا گیر ماند

یخ زدم در آفتاب داغ تابستان سال
نبض من افتاد خون در سرخ‌رگ‌ها گیر ماند

گیج و منگم رو به رویت وای این مجنون منم؟
تا لبت جنبید خواندم نام لیلا گیر ماند

من همان رودم که با سر می‌دویدم صخره را
گم شدم در زیر ابروی تو دریا گیر ماند

وهم زیبایی‌ که با آیینه قسمت می کنم
یک نفر تنهاتر از من پشت معنا گیر ماند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه