نَمادی از شمامه و صلصال با منی ای مرد
تو از جنوبِ وطن تا شَمال با منی ای مرد
وطن پُر است ز قومی که نعش بر دوش اند
تو از قدیم ترین سوژه تا بحال با منی ای مرد
وطن پُر است ز شیطان پَرستِ آیه به دست
تو چون کتاب کامل آن ذوالجلال با منی ای مرد
همیشه در درخشان تویی، همیشه در اوجی
تو چون عُقابی که گسترده بال، با منی ای مرد
همیشه نام تو با خالق و هزار لاله عجین است
شُکوه تاریخِ مکتوب، که هر سال با منی ای مرد
بمان همیشه کنارم ز حس توست زنده بهارم
تو پیک خوش چو نسیم شمال با منی ای مرد