غزلهای افغانی و کلاسیک فارسی در بخش اشعار کابلستان. غزلهای عاشقانه، عرفانی و اجتماعی با ریشه در میراث مشترک افغانستان و ایران. کاوش در غزلهای افغانستانی برای علاقهمندان به شاهکارهای شعر غنایی.
شده یک وقت زمانی برسد نان باشی
زیر دندان بشوی گندم بی جان باشی
از درد چند ساله ی تو جنگ گریه کرد
تاریخ هم به خاطر این ننگ گریه کرد
یک شاخه گل، گلدان فقط یک چیز کم دارد
هر سفره بی مهمان فقط یک چیز کم دارد
روزهای مرده در تابوت تقویم تو ام
ای فراموشی صدها ساله تقدیم تو ام
خوش به اقبالت خدا جان آسمانت تنگ نیست
نان و آبت زهرمار و پیش پایت سنگ نیست
قصه درد دل شنیدن چیست؟
شرح سوزان داغ دیدن چیست؟
تلفیق جالبیست حجاب سیاه را
وقتی احاطه می کند آن روی ماه را
در دست های کوچکت آباد می شوم
می خندی و بخاطر تو شاد می شوم
کنار جاده می بینم همیشه پیرمردی را
میان چین پیشانیش پنهان کرده دردی را
زمانه از سر نعش تو با تفنگ گذشت
ز روی کشته تو سایه های جنگ گذشت
های مردم! چقدر قسمت شاعر، شوم است
خانه در بلخ، ولی مقبرهام در روم است
لبانت قند مصری، گونه هایت سیب لبنان را
روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را