آخرین اشعار

یای اضافت

غیر از بدن تو که بود اوج لطافت
در کار خدا نیست توجه به ظرافت

چشمان ترا باش بخوانم که کتابی
تا حال ندیدم به چنین قطع و صحافت

دیوانه‌ام و درس تخصصیِ من؛ عشق
راحت شده‌ام از غم مضمون ثقافت

تا بلکه “تو” تبدیل شوی بر “توی عاشق”
من بین عبارت شده‌ام “یای اضافت”

شایسته‌تر از دیده‌ی وحشیِ تو کس نیست
جایی‌که به خون‌ریز سپارند خلافت

بر دامن تو ریختم اشک و نگرانم
از ژاله‌ی بی‌وقت به کشتت رسد آفت

آن‌گونه که بر آدم هشیار بود حسن
بر آدم دیوانه بود عیب، نظافت

صد شکر که شد یافت پس از سرویِ بسیار
جا بر منِ گندیده به گودال کثافت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه