آخرین اشعار

یاران من بیایید

به کشتگان وطنم از پنجشیر تا بلخاب

 

یاران من بیایید
با زخم‌هایتان
زهرآبه‌های قاتل این فصل تلخ را
در قلب من بچکانید
من زنده‌ام هنوز؟
با واژه‌های سوخته از شعر بی امید
«این کشتۀ فتاده به هامون»
این زن که بر کناره این راه مرده‌است
با بافه‌های نرگس در خون شناورش
در چارقد سبز
با وحشتی گره‌گره از چشمها برون
ترسیده سالهاست
از مکر سایه‌اش
همسایه‌اش
این نوجوان به داغ بیابان نهاده سر
با خنجری نشسته به پهلو
سیمای آشنای مرا دارد این همه
حتما منم که مرده‌ام و دم نمی‌زنم
دل کندم از وطن
چون برگ از بهار
چون پوست از درخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه