آخرین اشعار

گمگشته است

ای در هنوز زندگيم مانده درد تو
از ذهن من نرفته خيالات سرد تو

توفنده بحر عشق دگر توته توته شد
کشتی آبگرد من از آبگرد تو

گلزار زار و خار پُر روزگار من
سرخ است چشم فصل ز سيمای زرد تو

ای پنجره چگونه ببينم سپيده را
از شيشه های بستۀ دستان گرد تو

ای شهر کوچه های تو آرام و بی غمست
گم گشته است شاعر آواره گرد تو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شناسنامه