علت این همه دلتنگی تو چیست، بگو؟
صاحب دغدغه های دل تو کیست، بگو؟
گر دلت با دل دیوانه ی من هست بگو
ور دلت با دل دیوانه ی من نیست، بگو
با منی که به خوشی های تو دلخوش بودم
یک (برو) گفتن لبهای تو کافیست، بگو
با من از هر چه که در شهر دلت میگذرد
با من از هر چه که در قلب تو باقیست، بگو
باز کن سفره ی دلواپسی ات را لختی
و از این درد که از چشم تو جاریست بگو
گفته بودی که شبی با تو غزل میگویم
آه، دیوانه! غزل های تو عالیست، بگو…