عرصه یِ ما سر به سر، عرصه یِ نیرنگ بود
خاطره ها، لحظه ها، حادثه ها : جنگ بود
فاصله ها قصه و قصه پر از فاصله
قصه ای از فاصله، سهم دل تنگ بود
عصر مدرنیزهیِ آدمِ قلب آهنی
کز نظر نسل او، عشق و وفا؛ ننگ بود
از نفس فصل ها، بویِ ریا می وزید
سبزِ بهاریِ هر شاخه فقط؛ رنگ بود
بر رخ آئینه ها، نقشی از اندوه شب
در گذر عصر ما، آینه هم، سنگ بود