کشور مرا میبرم آن سوی ویرانی و جنگ
زیر یک آوار زیبا، زیر یک سقف قشنگ
کشور مرا میگریزانم از این جغرافیا
با هزاران دست کوتاه و هزاران پای لنگ
کشورم ماهی است ماهِ مانده در مرداب مرگ
میکشم او را به آغوش خودم مثل پلنگ
کشور مرا میبرم در خانه ام پت میکنم
کوچه را پر کرده استبداد، از توپ و تفنگ
مادر مرا میبرم از دست این نامردها
میزنم بر سینه ی بنبستها با چوب و سنگ